یوسف
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 17:06
یوسف مثل ماهی شده ام حافظه ام کوتاه استروی لب های تو لبخند ولی من آه استسرنوشتم شده چون یوسف کنعانی هاو به یعقوب نگویید مسیرم چاه استبه کجا میبری ام دورترین نزدیکم ؟قصه مان قصه ی اندوه پلنگ و ماه استکی سراغ از من درمانده گرفتی وقتی ؟حال و احوال مرا مرغ سحر آگاه استتو که از عشق حذر داشته ای پرسیدی ؟غ...
رئوف
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 17:06
رئوف خواب دیدم که در حرم هستمکنج خلوت نشسته تنهایییک نفر به من تعارف زدمیل داری یک استکان چایی ؟استکان را به دست من داد ورفت و دیگر ندیدمش جاییچه قَدَر آشنا به چشم آمدچه جوانی چه قد و بالاییپی او گشتم و نفهمیدمکه چرا صحن شد تماشاییناگهان بغض آسمان ترکیدو زمین شد دوباره دریاییای رئوف ای ضمانت دنیادر ...
محمد
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 17:06
محمد گمانم کرده ای غم را روایت ای برادرجانسلام ما به تو اهل زیارت ای برادرجاننمی دانم چه گفتی با خدایت در قنوت خویشکه آوردند در خوان کرم ، رزق محبت ای برادرجانتو ثابت کرده ای که زندگی بی عشق ممکن نیستنشان دادی به ما راه سعادت ای برادرجاننصیب هر کسی مرگ است اما تو ...چه مشتاقانه تر کردی لب سرخ شهادت ...
عزیز
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 17:06
عزیز چقدر سخت گرفته ای ، عزیز ساده پوش منگلایه هات می رسد ، هنوز هم به گوش منچه کرده ای تو با خودت ، که از تمام غصه هامرا رها نموده ای ، گذاشتی به دوش من ؟من آن یگانه باورم ، که داشتی به جان خودچه عایدی رسیده از ، حراجی ارائه من ؟جهان شبیه باده ای ، درون یک پیاله استبه کام تو اگر نبود ، نبود هم به ن...
محمدآباد
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 17:06
محمدآباد به شهید محمد خشاپور دلاوری از خطه محمدآباد :آباد شد آبادی هم اسم و نامتعاشق ترین مرد جهان رفتن به کامتاز آنچه سهم و قسمتت شد از خدایتیا در قنوتت خواستی یا در سلامتچون وحی منزل بود رفت و آمد تو" لا تَحسَبنَ " موج میزد در کلامتتو مرد میدان بودی و در سینه ی توایثار بود و عشق بود و استقامتثبت ا...
قلعه
-
تاریخ: 1403/2/11 ساعت: 11:36
من قلعه ی آبادی در کنج زمان بودمبی زلزله و جنگی ، آوارترش کردندیک پنجره از من که ، سودای رسیدن داشتکندند از اینجا و ، دیوارترش کردندهر رهگذری از من ، کج کرد مسیرش راهرکس متمایل شد ، بیمارترش کردند !!دل کعبه ی کوچک بود ، در ظلمت این پستواز عشق مردد نه ، بیزارترش کردندبا شوق فراوانی ، زخمم نمکی میشدگف...
اسماعیل
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 23:13
خبر ندادی و رفتی ، غریب اسماعیلدلم گرفته برایت ، عجیب اسماعیلتو از قبیله ی آدم حسابیان بودیصریح و ساده بگویم ، نجیب اسماعیلخدا کند که نسوزد کسی به تب امامریض داغ تو هستم ، طبیب اسماعیلچه آیه ها که نوشتند در طهارت خودمسیح غرق به خون صلیب ، اسماعیلبه گوش کل فلک خوانده ام هزاران بارنیاز نداری به امن یج...
یادگاری
-
تاریخ: 1401/7/8 ساعت: 23:23
نه در مدارمی ، نه دوست داری اماضافه می کنی ، به بی قراری اممنی که مبتلاااا، به درد تو شدمنگاه نمی کنی ، به زخم کاری اممن عاشق توأم ، منی که سال هاستمنی که از خودم ، به غم فراری امچه روزها که شب ، نشد ولی گذشتکسی ولی نشد ، به استواری امنه سبز سبز سبز ، نه دشت دشت دشتگله نکرده از ، چشم بهاری امنه از ت...
صحرا
-
تاریخ: 1400/11/21 ساعت: 15:16
تهران چه فرقی میکند با شهر من وقتیخالیست از تو دائما کوچه خیابانش ؟من دیده بودم در خودم صحرای غمگینیکه خشک تر شد از غم و درد بیابانشای کاش میشد مرهمی باشی به امیدِ ...تسکین زخم کهنه و درد فراوانشباید برای روزهای بعد کاری کرداین روزها به تار مو بند است ایمانشوقتی کسی تصمیم میگیرد،کم باشدیعنی فراهم ب...
غزل ِ من
-
تاریخ: 1400/11/21 ساعت: 15:16
در شأن شما نیست اگر این غزل منباید که بیایید به سمت بغل منآهسته مرا لمس کنید و بپذیریدتا کم شود از حس گناه عمل مندر شهر کسی شعر نمیخواند برایمپیچد ولی شهرت ضرب المثل منمن عاشق چشمان شما بودم و دیدمکه زل زده بودید به سمت بدل منهرچند که شیرین و شکرپاره و قند استهرگز نرسد باز به پای عسل منچون مشتری نقد...
آبادی
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 15:41
منم ستارخان سردار آبادی که پشتم نیست جز دیوار آبادی شکوهم از قلم افتاده و هستمبه چشم مردمان سربار آبادیسر مشروطه خواهم میرود بر داربه دست ظلم و استکبار آبادیمرا بیگانه ای هرگز نخواهد کشتکه من را میکشد پ
امیرکبیر
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 15:41
عشق را چگونه وصف کنم ؟به چه شکلی به تو نشان بدهم ؟در گوشم بگو برای خودمبه تو تا کی زمان بدهم ؟به خودم بگو چه کنم ؟تب کنم ؟ یا که جان بدهم ؟یا که بی تفاوت و سردبه غم سینه ام امان بدهم ؟من غمم کهنه و از
اهریمن
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 15:41
رو به رو دوست ، پشت سر دشمننارفیقانی به شکل اهریمن ...وای بر شما که دوره ام کردیدنامردان زن تر از یک زناسب تان نانجیب می تازدسگتان استخوان به دهنشیر ، منم ، اگرچه درماندهریده اید به قبرتان به کفندوره
گل یخ
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 21:30
در بر گرفته قلب من را توده ای غمباور نداری زل بزن در چشم هایمبا تو که صحبت میکنم هرجای دنیایک لرزشی می افتد اینجا در صدایموقتی نمیگیری سراغ از من گل یخمن دوست دارم تو بدانی که کجایماکسیژن اطراف من سهم
زندگی
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:27
یک دلیل محکمی کم بودزندگی سراسرش غم بودزندگی نه ، پیاله ی سم بودزندگی بعد زلزله ، بم بودروی چهره ی کسی نم بوداو فرشته نه که آدم بود" داشتم زندگی نمی کردمیک نفر آمد و سلام کردیک نفر که از خود من بودآمد
تو
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:01
شب های مستی و دیوانگی منتو شمع باشی و پروانگی منحرف از نبودنت ، در لابه لای غمای کاش کم شود ، از زندگی منرویا برای تو ، کابوس سهم منخورشید مال تو ، فانوس سهم منهرچند خسته ام ، مانند ارگ بمبا تو سفر فق
بدون تو
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:01
هرجا * بدون تو یعنی عذاب منیعنی که پاره نیست از پشت پیرهنباید ببینمت هرچند چاره نیستبر زخم قلب من دائم نمک بزنحالی نمانده است وقتی ندارمتیعنی که زخمی ام در جنگ تن به تنچشمانت آسمان لبخند تو بهشتایمان
زن
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:01
اصلا چه معنی میدهد زن ماه باشد ؟از سِر دلتنگی مرد آگاه باشد ؟باید بگیرد دست مردش را دو دستیشاید سر راهی که دارد چاه باشددر قرن تنهایی مردی خسته از رنجهمدم که نه باید که زن همراه باشدباید که گُل باشد و
معشوقه ی قاجاری
-
تاریخ: 1398/7/16 ساعت: 20:01
شیرین سخن ِ شهد لب ِ دوره ی قاجاردر سینه ی تو باز شده عشق تلنباربرخیز و بیا شور به پا کن که دوبارهاز سمت تو جاری شده خوشبختی بسیاردائم به هوای تو دلم در تب و تاب استبیش از طلبم لطف کن و بنده بیازاربای
یلدا
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 14:58
دلگیری و عبوس ، غمگین و دلخوریتردید میکنی ، از من که بگذریهرچند تا ابد ، دنیا به کام توستدنبال عشق نو ، با یار بهتری هم شعر گفته ای ، هم بد شنیده ایمی خوانی از خودت ، با شعر انوریآتش کشیده ای ، میخانه