چقدر سخت گرفته ای ، عزیز ساده پوش من
گلایه هات می رسد ، هنوز هم به گوش من
چه کرده ای تو با خودت ، که از تمام غصه ها
مرا رها نموده ای ، گذاشتی به دوش من ؟
من آن یگانه باورم ، که داشتی به جان خود
چه عایدی رسیده از ، حراجی ارائه من ؟
جهان شبیه باده ای ، درون یک پیاله است
به کام تو اگر نبود ، نبود هم به نوش من
به قسمتی که داشتیم ، اگر غمت فزون شده
نیامده است بیشتر ، از این به عقل و هوش من
تلاش کرده ام ولی ، اراده ای قوی تر است
مباد شک کنی که تو ، دمی به سعی و کوش من
به نوبت است آسیاب ، زمان من که بگذرد
به گوش آسمان رسد ، تلاطم خروش من
شبیه رسم تازه ای ، به اوج می رسم عزیز
و ماندگار میشود ، به ذهن ها نقوش من
#سجاد_صادقی
برچسب:
نویسنده: حسین میرزایی