
نه در مدارمی ، نه دوست داری اماضافه می کنی ، به بی قراری اممنی که مبتلاااا، به درد تو شدمنگاه نمی کنی ، به زخم کاری اممن عاشق توأم ، منی که سال هاستمنی که از خودم ، به غم فراری امچه روزها که شب ، نشد ولی گذشتکسی ولی نشد ، به استواری امنه سبز سبز سبز ، نه دشت دشت دشتگله نکرده از ، چشم بهاری امنه از تو می رسد ، نه از خدای تودست نوازشی ، به سمت و یاری امحلال توو بگیر ، هر آنچه خواستیبه جز دل خوش و ، امیدواری امبه دیدنم نیا ، برای رفع غمفقط بیا شبی ، به سوگواری امندارمت ولی ، ندارمی تو همفکر نکن به ...
ادامه مطلب